دوشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۹ ,6 July 2020
 
 
چرا ایران در اهدای عضو بین کشورهای منطقه می‌درخشد
27 هزار بیمار نیازمند پیوند در لیست انتظارند
 
دو هفته پیش از رحلت امام خمینی (ره) بود که فتوای کارسازی باعث تولد اهدای عضو در ایران شد. دکتر فاضل که حالا او را به عنوان پدر اهدای عضو می‌شناسیم در جلسه‌ای حکم مجاز بودن این عمل را از حضرت امام (ره) دریافت کرد و از آن تاریخ تاکنون کنار هم نشستن این فتوا و فرهنگ ایثار، کشورمان را تبدیل به یکی از سرآمدان اهدای عضو در منطقه کرده است.
 
به گزارش فانا، با وجود تلاش در زمینه نهادینه کردن فرهنگ اهدای عضو هنوز هم باور غلط بسیاری از خانواده ها درباره پدیده مرگ مغزی باعث هدر رفت اعضای ارزشمندی است که می‌تواند ناجی جان بیماران رنجور از عضو معیوب شان باشد. مدیر انجمن اهدای عضو ایرانیان در این گفتگو از چالش های پیش روی اجرای  این عمل حسنه گفت. دکتر کتایون نجفی زاده می‌گوید اکنون به جایی رسیده‌ام که اعضای هزار نفر از 4 هزار بیمار دچار به  مرگ مغزی به بیماران نیازمند اهدا می‌شود. ایثار و بخشایندگی همیشگی در فرهنگ ایرانی  می‌طلبد که این آمار بیش از این ها باشد و دیگر بیماری در صف انتظار عمل پیوند جان خسته از بیماری‌اش را از دست ندهد.

خانم دکتر به نظر می‌رسد هنوز مهم‌ترین چالش پیش روی اهدای عضو عدم باورپذیری علمی و منطقی عموم مردم در باره مرگ مغزی است. در واقع امید دوباره داشتن به بازگشت این نوع افراد به زندگی باعث می‌شود خانواده او به اهدای عضو رضایت نداشته باشند.خواهش می‌کنم در شروع گفتگو به طور علمی شرحی از مکانیزم  مرگ مغزی برای مان بفرمایید.

پدیده اهدای عضو از افراد مرگ مغزی پدیده شگفت انگیزی است که با تمام مسائل پزشکی متفاوت است.تفاوت  آن هم  در این است که در بقیه مسائل پزشکی اگر پزشک، تجهیزات و بیمار در دسترس باشند کار درمان آغاز می شود،اما  در مورد اهدای عضو اگر یک فرد مرگ مغزی و یک بیمار نیازمند باشد و پزشک و تجهیزات نیز در اختیار باشد،نیازمند یک همکاری فوق العاده مهم هستیم.اگر خانواده بیمار مرگ مغزی به این کار رضایت نداشته باشند اهدای عضو انجام نخواهد شد؛ به همین دلیل بر خلاف بسیاری از مسائل دیگر پزشکی، لازم است در این زمینه فرهنگ سازی انجام شده باشد تا مردم از قبل با این مسأله آشنا باشند و در لحظه حادثه بتوانند درست تصمیم بگیرند؛ لحظه  وقوع حادثه مرگ مغزی زمانی  نیست که بخواهیم به خانواده اطلاعات علمی دهیم و آنها را آگاه کنیم.
***یعنی بر این باور هستید که اگر در این زمینه اطلاعات پزشکی درست و قابل فهم به عموم مردم جامعه داده شود هر بیمار مرگ مغزی می تواند منشاء زندگی دوباره برای بیماران نیازمند پیوند دیگر شود؟

بله، همین طور است. اگر خانواده هایی که عزیزی از آن ها دچار مرگ مغزی شده باشد این اطلاعات ساده اما دقیق پزشکی را داشته باشند به طور حتم بیماران کمتری در انتظار عضو باقی می‌مانند. قلب یک باتری اتوماتیک دارد که از شگفتی‌های آفرینش است و گره کوچکی به اندازه یک عدس از بافت عصبی فقط می‌تواند با جا به جا کردن یون‌ها امواج الکتریکی تولید کند. قلب یک عضله است که با این امواج الکتریکی شصت تا صد بار در دقیقه ضربان ایجاد می‌کند و می‌تواند تپش داشته باشد. این گره کوچک برای این که این ضربان را تولید کند به اکسیژن نیاز دارد. اگر اکسیژن به طور کامل قطع شود شش تا هشت دقیقه هم می‌تواند بدون اکسیژن همچنان به تپش ادامه دهد. اکسیژن از ریه ها به این گره می‌رسد و ریه‌ها فرمان تنفس را از مغز دریافت می‌کنند؛ یعنی ساقه مغز فرمان تنفس را می‌دهد، بدون این که ما در جریان باشیم و این فرمان تنفس به صورت اتوماتیک باعث نفس کشیدن می‌شود.

مرکز تنفس در ساقه مغز قرار دارد؛ اگر ضربه‌ای به مغز وارد شود یا خون‌ریزی مغزی اتفاق بیافتد و یا تومور مغزی وجود داشته  باشد که یک باره ورم کند منجر به فشار بالای مغز می‌شود. به دلیل این که جمجمه سقف استخوانی و جای اتصال ندارد فشار داخل مغز که بالا می‌رود عروقی که از گردن وارد جمجمه می‌شوند و به مغز و ساقه مغز خون رسانی می‌کند تحت فشار قرار گرفته و  رگ‌ها بسته می‌شوند. وقتی همه رگ ها با هم بسته شوند خون رسانی مغز نیز متوقف می‌شود؛ مثل هر بافت دیگری بعد از توقف هشت دقیقه ای خون‌رسانی همه سلول‌های مغز و ساقه مغز با هم می‌میرند.
تنفس نیز در این شرایط متوقف می‌شود. وقتی تنفس متوقف شود. وقتی تنفس قطع شود ضربان قلب آن باتری اتوماتیک درست است. به اکسیژن نیاز دارد ولی از شگفتی‌های دیگرش این است که مثل یک خازن می‌تواند شش تا هشت دقیقه امواج الکتریکی را در خود ذخیره کند و تپش قلب را ادامه دهد حتی اگر اکسیژن رسانی آن قطع شده باشد؛ به همین دلیل ما می‌توانیم فیلم هایی به شما نشان دهیم که قلب را از بدن درآوردند و روی میز اتاق عمل گذاشتند و این قلب هنوز تپش دارد. در تمام عمل‌های پیوند قلب این صحنه تکرار می‌شود. بنا بر این همان طور که گفته شد مغز و سلول های آن می‌میرند اما قلب می‌تواند با اتصال به دستگاه‌ها به تپش خود ادامه دهد و اینجاست که خانواده‌های فرد بیمار تصور می‌کنند عزیزشان همچنان زنده است و می‌تواند به زندگی برگردد و در این شرایط راضی به عمل پیوند عضو نمی‌شوند.

آیا خانواده هایی هستند که بعد از اعلام تشخیص مرگ مغزی از سوی بیمارستان این  درخواست را داشته باشند که بیمارشان را با دستگاه ها به خانه منتقل کنند؟

بله، متاسفانه بروز این رفتارها به دلیل عدم آگاهی این عزیزان نسبت به پدیده مرگ مغزی است.
ممکن است خانواده بگوید دوست دارم عزیزم را به خانه ببرم و او را به دستگاه تنفس مصنوعی وصل کنم. در واقع تپش قلب بیمار واقعیت مرگ آن عزیز را برای شان به تعویق می‌اندازد و می‌خواهند به این شکل از دست دادن او را انکار کنند. اشکال قضیه این است که هر بافت مرده ای موادی ترشح می‌کند و داخل خون می‌ریزد و منجر به این می‌شود که بقیه سلول‌های بدن از کار بیفتند. نمونه‌اش را در مورد کسانی می‌بینید که پاهایشان قانقاریا می‌گیرد.در فیلم ها می بینید که می‌گویند پاهایش را سریع‌تر قطع کنید که تا عفونت به خونش منتقل نشود؛ عفونت به این سرعت ایجاد نمی‌شود.در واقع منظور همان  مواد سمی است که از بافت‌های  مرده ترشح می‌شود و باقی بافت های سلولی را نیز از کار می‌اندازد. مغزی که دچار مرگ شده هم همین کار را می‌کند و موادی ترشح می‌کند که باعث می‌شود همه سلول‌های بدن یک به یک از بین بروند.

به طور کلی از بیماری که دچار مرگ مغزی شده تا چه مدت می‌توان نگهداری کرد؟

معمولا تا حدود دو هفته و با کمک دستگاه‌ها می‌توان از این بیماران نگهداری کرد. نکته اساسی زمان طلایی است که در این هفته در حال اتلاف است. هر روزی که از مرگ مغزی بگذرد کیفیت و سلامت اعضا لحظه به لحظه پایین‌تر می‌آید. قابلیت پیوند این اعضای ارزشمند که زندگی دیگر بیمارها به آن بستگی دارد کم کم از دست می‌روند. تا این که در یک لحظه ایست قلبی اتفاق می‌افتد و قلب نیز از تپش باز می‌ایستد.

خانم دکتر اجازه می‌خواهم یک دغدغه و نگرانی عمومی در این زمینه را مطرح کنم. بسیاری از خانواده‌ها بین مرگ مغزی و حالت کما تفاوتی قائل نیستند. تفکیکی بین آن برقرار نمی‌کنند هر لحظه منتظر هستند که مانند لحظاتی که بیمار در کماست سطح هوشیاری تغییر کند و بیمارشان به زندگی بازگردد. بسیاری از بیماران در حالت کما دچار مرگ می‌شوند. اما همان امید به بازگشت را در خانواده‌هایی که عزیزشان دچار مرگ مغزی شده نیز می‌بینیم. آیا در این پدیده بازگشت محال است؟ و برای فرهنگ‌سازی و آموزش در زمینه تفاوت‌های وضعیت بیماری که در کماست و بیماری که دچار مرگ مغزی شده چه کارهایی انجام شده است؟

ببینید برای خانواده‌ها کار بسیار مشکلی است که بخواهد بپذیرد وضعیت بیمارشان کما نیست. همان طور که گفتید درباره بیماری که در کماست هنوز امید به بازگشت هست. به هیچ عنوان از این خانواده‌ها نمی‌خواهند که به اهدای عضو عزیزشان فکر کنند. بلکه به آن‌ها امیدواری می‌دهند که بیمارشان بهبود پیدا می‌کند. تنها زمانی صحبت از رضایت دادن درباره پیوند عضو می‌شود که بیماری به طور قطع به مرگ مغزی دچار شده باشد. بازگشت به زندگی در این بیماران محال است. اما متاسفانه در نظر عموم این دو با هم تفاوتی ندارند.

در وضعیت کما سلول سر جایش است و فقط عملکردش مختل می‌شود، اما در مرگ مغزی سلول متلاشی شده و امکان برگشت عملکرد وجود ندارد؛ بنابراین بیمار مرگ مغزی به هیچ عنوان به زندگی بر نمی‌گردد. در برنامه‌های صداوسیما می‌بینیم که هنوز این پیام اشتباه ادامه دارد. مثلا یک نفر می‌آید و در مصاحبه‌ای  می‌گوید من مرگ مغزی شده بودم و دوباره زنده شدم. در حالی که این به طور صد در صد غلط است. بازگشت  به زندگی بیماری که دچار مرگ مغزی شده محال است. پزشکان به طور مبسوط این وضعیت را برای خانواده بیماران شرح می‌دهند. اما در مقام فرهنگ‌ساز این زمینه نمی‌توانند اقدامی داشته باشند. برای آموزش باید از وسایل ارتباط جمعی و مراکز آموزشی مدد بگیریم تا رفته رفته فرهنگ شناخت پدیده مرگ مغزی و پیوند عضو در جامعه شکل بگیرد و افراد به میل خود در زمان حیات شان به این امر مهم گرایش پیدا کنند.

در حال حاضر وضعیت اهدای عضو در ایران نسبت به دیگر کشورها چگونه است؟

داستان اهدای عضو در ایران با یک فتوای ارزشمند از سوی امام خمینی (ره) آغاز شده است. چون اکثریت مردم ما شیعه هستند و این درحالی است که در کشورهای منطقه اکثریت سنی مذهب‌اند و رهبران مذهبی متعدد دارند؛ در نتیجه یک دست بودن مردم در ایران از نظر مذهبی در زمینه پذیرفتن اهدای عضو خیلی کمک کننده بوده است.

دکتر فاضل که او را به عنوان پدر اهدای عضو ایران می‌شناسیم از حضرت امام فتوای مجاز بودن اهدای عضو از افراد مرگ مغزی را در تاریخ 31 اردیبهشت سال 1368 (دو هفته قبل از فوت حضرت امام) گرفتند و از آن موقع به بعد در کشورمان از نظر شرعی مجاز است که اهدای عضو انجام شود. دو سال بعد حضرت آیت الله خامنه ای نیز  همین فتوا را دادند و در نتیجه از نظر شرعی مشکلی برای اهدای عضو در کشور وجود ندارد. این مسأله تاثیر بسیار مثبتی بر روند اهدای عضو در کشور داشت به طوری که ایران در زمینه اهدای عضو از مرگ مغزی نسبت به کشورهای منطقه پیشرو است. این کشورها هنوز هم مشکل بسیاری در رابطه با اهدای عضو و پیوند اعضا از افراد مرگ مغزی دارند. نکته بعدی این است که همه ارگان‌های فرهنگ ساز در طول این سال ها به خصوص از سال 1383 به بعد واقعا با ما همنوا بودند و برای این که چنین فرهنگی را نهادینه کنند، تلاش کردند. فرهنگ مردم ما فرهنگ ایثار است و الگوهای آن‌ها اهل بیت و شهدا هستند. یک ایرانی به دلیل روحیات والای انسان دوستانه راضی به تحمل مشقت هم وطن خود نمی‌شود و همه این‌ها در کنار هم باعث شده در سال‌های گذشته وضعیت اهدای عضو بهبود چشمگیری پیدا کند. البته همچنان به این فرهنگ سازی ها نیاز داریم و هدف ما این است که افراد بالغ در زمان سلامت کامل این تصمیم را بگیرند و کارت اهدای عضو دریافت کنند.

نخستین پیوند عضو در ایران در چه تاریخی انجام شده است؟

متاسفانه  قانونگذاران از فتوای حضرت امام جا ماندند و برای قانونی شدن اهدای عضو از مرگ مغزی یازده سال زمان صرف شد. در سال 1379 این قانون تصویب شد. البته اهدا و پیوند قبل از این که قانون تصویب شود انجام می‌شد؛ اولین پیوند کبد و اولین پیوند قلب در  ایران در سال 1372 انجام شد؛ یعنی چهار سال بعد از فتوای حضرت امام.
 
در حال حاضر در کشور چه میزان مرگ مغزی داریم که به اهدای عضو منجر می‌شود؟

سالانه پنج تا هشت هزار مرگ مغزی در کشور اتفاق می افتد. نیمی از این تعداد طبق آمار جهانی قابلیت اهدای عضو دارند؛ یعنی حدود دو هزار و پانصد تا چهار هزار نفر و اگر حداقل بگیریم حدود سه هزار نفر مرگ مغزی در سال قابلیت اهدای عضو پیدا می‌کنند. هر فرد مرگ مغزی می‌تواند تا هشت عضو را اهدا کند؛ قلب، هر دو ریه، دو کلیه،کبد، روده و لوزالمعده اعضایی هستند که قابلیت پیوند دارند. به طور متوسط از سه هزار مرگ مغزی  حدود هزار مورد اهدا می‌شوند و دو هزار مورد شرایط اهدا را از دست می‌دهند. از این دو هزار مورد که اهدا نمی‌شوند حتی اگر سه عضو قابل اهدا باشد به این واقعیت می‌رسیم که هر سال 6000 عضو ارزشمند انسانی را به خاک می‌سپاریم.

از سوی دیگر بیماران نیازمند پیوند در کشور بیش از بیست و پنج هزار نفر هستند که از این تعداد طبق محاسبات آماری روزی هفت تا ده نفر به دلیل معیوب بودن عضو فوت می‌کنند. آمار مرگ این بیماران سالانه حدود سه هزار مورد است. اگر به معادله این شش هزار عضو ارزشمندی که به خاک سپرده می‌شود و سه هزار بیمار نیازمند پیوند که به دلیل نرسیدن عضو پیوندی فوت می‌کند نگاه کنیم نشان می‌دهد اگر افراد مرگ مغزی که اعضای مناسب  اهدا دارند تقریبا می‌توان گفت بیمار نیازمندی باقی نمی‌ماند که در لیست انتظار پیوند به دلیل نرسیدن عضو فوت کند. برای این که چنین کاری انجام شود هم سیستم اهدای عضو کشور باید عملکرد خیلی پیشرفته، پویا و فعال داشته باشد و هم فرهنگ سازی کافی در این زمینه  انجام شود تا این مهم به وقوع بپیوندد.

 چه اقداماتی برای بهبود این وضعیت صورت گرفته است؟

متولیان وزارت بهداشت تلاش بسیار زیادی در راستای نهادینه کردن این فرهنگ انجام داده‌اند. در سال گذشته  مراکز اهدای عضو و پیوند تا حد ممکن تقویت شد.کار خوب و بسیار هوشمندانه‌ای که انجام داد این بود که بسیاری از وظایف مربوط به اهدای عضو را که در بدنه دولت خیلی سخت انجام می شد رسما به انجمن اهدای عضو ایرانیان واگذار کرد. نتیجه این تغییرات رشد آمار اهدای عضو در کشور بوده است.

آمار اهدای عضو معمولا بر اساس p m p بیان می‌شود. این آمار در سال 1397 در ایران یازده و دو دهم (11/2) بود که این آمار الآن به عدد 14 رسیده است. جالب توجه است که آمار p m p در دنیا یک دهم یک دهم تغییر می‌کند و حرکت از یازده و دو به عدد چهارده موفقیت بسیار بزرگی است و نشان می‌دهد که وزارت بهداشت در این زمنیه دغدغه دارد.
 
 آیا مبلغی از دریافت کننده یا اهدا کننده دریافت می‌شود؟

 قانون اهدای عضو وزارت بهداشت را موظف به پرداخت این هزینه‌ها کرده است. این مسأله به این دلیل مهم است که مثلا در کشوری مثل هندوستان مشخص نیست هزینه اهدا و پیوند را چه کسی باید بدهد. معمولا گیرنده عضو موظف به این پرداخت می‌شود؛ وقتی  رویه به این شکل ادامه یابد بعد از مدتی فقط افراد ثروتمند می‌توانند پیوند انجام دهند. متاسفانه در کشورهای منطقه نیز عمل پیوند جنبه خرید و فروش پیدا کرده است و در این زمنیه مساواتی بین افراد ضعیف و غنی نیست. با افتخار باید بگوییم که فرهنگ اهدای عضو در ایران شناخته شده و  یک فرد پول دار و یک فرد بی پول از شرایط اهدا و پیوند به صورت مساوی برخوردار هستند.
 
ممکن است  فردی که کارت اهدای عضو دریافت کرده از این کار پشیمان شود؟ معمولا این احساس به چه دلیلی در افراد بوجود می‌آید؟

بله، ممکن است یک نفر کارت اهدای عضو بگیرد و آن موقع مثلا دچار هیجانات احساسی شده باشد و بعد بیاید و بگوید پشیمان شده است. علتش این است که شاید هنوز این افراد به این باور نرسیده باشند که مرگ مغزی مساوی با مرگ است؛ در نتیجه با خود فکر می‌کند اگر برای اهدای عضو رضایت داده باشم در مراقبتم دقت کافی نمی‌شود و به سرعت اعضای من به دیگران داده می‌شود. در حالی که آرزوی ما این است که هیچ بیماری دچار مرگ مغزی نشود. همه این‌ها باعث شک و تردیدهایی می‌شود که ممکن است فردی در پی آن پشیمان شود و بخواهد کارت اهدای عضوش باطل شود. طبق آماری که گرفتیم شایع‌ترین علتی که افراد کارت اهدای عضوشان را باطل می‌کنند به خاطر مخالفت خانواده است و این هم ریشه در همان ناآگاهی در مورد شرایط مرگ مغزی دارد.
 
حتما تعدادی از افراد هستند که کارت اهدای عضو می‌گیرند و دچار مرگ مغزی می‌شوند و خانواده آنها در لحظه آخر که باید برای اهدای عضو رضایت دهند، به این کار راضی نمی‌شوند.تعداد این افراد چقدر هستند؟

اگر خانواده بداند عزیزش چه می‌خواسته تقریبا صددرصد رضایت می‌دهند. در غیر این صورت تا 48درصد از این خانواده ها به عمل پیوند رضایت می‌دهند؛ به همین خاطر داشتن کارت اهدای عضو و اعلام این نظر به خانواده و اطرافیان بسیار موثر است و آمار اهدای عضو را دو برابر می‌کند.
 
مکانیزم گیرندگان اهدای عضو چگونه است؟ بیماران چقدر باید در نوبت بمانند؟ اورژانسی بودن اولویت دارد یا مدت زمانی که فرد بیمار در انتظار عمل پیوند عضو بوده است؟

اولویت با میزان اورژانسی بودن وضعیت بیماران است. هر چه بیمار بدحال تر باشد و عضو معیوب باقی اعضای بدنش را به دردسر انداخته باشد در اولویت عمل پیوند عضو قرار می‌گیرد. بعضی از بیماران به مرحله ای می رسند که عمرشان به ساعت و روز است؛ یعنی اگر در این وضعیت بمانند ممکن است این فرد شانس پیوند را از دست بدهد. بعد از اورژانسی بودن مسأله زمان انتظار مد نظر قرار می‌گیرد. یعنی کسی که زمان انتظار بیشتری در فهرست بوده اولویت دارد.

اگر شرایط مساوی باشد کسی که زودتر ثبت نام کرده باشد برای گرفتن عضو اولویت پیدا می‌کند.گروه خونی، سایز بدن و تطابق بافتی چیزهایی است که در اهدای عضو و پیوند مهم است؛ مثلا اگر اهدا کننده‌ای وجود داشته باشد اول به این نگاه می‌شود که گروه خونی او چیست و اعضایش باید با گروه خونی منطبق با خودش اهدا شود و نمی‌توان گروه خونی A را به گروه خونی B داد. در مورد برخی از پیوندها مثل پیوند کلیه تطابق بافتی لازم است؛ یعنی لازم است آزمایش های بافتی انجام شود تا ببینند آنتی‌ژن های بافتی آنها با هم تطابق دارند یا نه. سایز اعضا نیز مهم است. به عنوان مثل اعضای یک انسان بزرگسال را نمی‌توان به کودکان پیوند زد. همه این‌ها بررسی می‌شود تا یک عمل پیوند با موفقیت به پایان برسد.

در گذشته این موضوع درباره عمل‌های پیوند زیاد مطرح می‌شد که ممکن است بدن فرد گیرنده عضو فرد اهدا کننده را نپذیرد. آیا اکنون هم این اتفاق می‌افتد و ممکن است بیماری دو بار عمل پیوند را انجام دهد؟

در پزشکی به این اتفاق دفع فوق حاد گفته می‌شود. در گذشته به دلیل کافی نبودن آزمایش های لازم شاهد این موارد بودیم اما اکنون  با آزمایش هایی که انجام می‌شود به دلیل بررسی‌های دقیق به ندرت دفع فوق حاد برای بیماری اتفاق می‌افتد. قطعا همه اعضا حداقل شاید یک بار دفع حاد را داشته باشند اما این ترسناک نیست و اگر داروها به موقع شروع شده باشد و به اندازه کافی دریافت شود و بیمار به درستی آنها را استفاده کند به ندرت پیش می‌آید که مشکلی ایجاد شود.
 
در حال حاضر نیاز به کدامیک از  اعضا برای اهدا بیشتر است؟

 تعداد بیمارانی که نیازمند پیوند کلیه هستند بیشتر است. فردی که دچار  مرگ مغزی می‌شود دو کلیه دارد و به همین دلیل  بیشترین پیوندی که انجام می‌گیرد نیز همین عمل پیوند کلیه است. بعد از آن پیوند کبد  از نظر تعداد بالاترین آمار را به خود اختصاص داده است.
 
آیا امکان انجام تمام عمل‌های پیوند عضو در داخل کشور وجود دارد؟

بله، الآن خوشبختانه امکان انجام تمام انواع پیوند اعضا و نسوج در ایران فراهم است و تمام مراحل آن در کشور و با دانش متخصصان داخلی انجام می‌شود.

میزان انتظار برای دریافت عضو چقدر است؟ با توجه به افزایش آمار اهدای عضو  این میزان انتظار نسبت به گذشته چه تغییراتی به خود دیده است؟

بیش از 27 هزار بیمار نیازمند پیوند در لیست انتظار وجود دارد و مرگ بیماران لیست انتظار روزی هفت تا 10 نفر است؛ متاسفانه به دلیل شیوع بیماری کرونا از اسفند ماه پیوند فقط در موارد اورژانسی انجام می‌شود؛ به دلیل این که خطر ابتلای بیماران پیوندی به کرونا وجود دارد و اگر مبتلا شوند مرگ و میر بالایی خواهند داشت. اکنون در تمام دنیا اهدا و پیوند متوقف شده و فقط در موارد اورژانسی این عمل‌ها انجام می‌شود آمار مرگ و میر بیماران در لیست انتظار پیوند به دلیل شیوع کرونا بالاتر رفته است. حالا نیازمند یک همت جمعی است برای جبران این اتفاق ناگوار هستیم و ان شاالله از این به بعد نگذاریم اعضای افراد مرگ مغزی هدر رود. این اعضا می‌تواند به بیمار نیازمندی برسد و زندگی تازه‌ای به او بدهد.

فردی که مبتلا به کمای عمیق است، ممکن است دچار مرگ مغزی باشد یا نباشد؛ چگونه می‌توان این دو را از هم تفکیک داد؟ اطمینان خاطر از مرگ مغزی و عدم امید به بازگشت بیمار چطور به خانواده ها داده می‌شود؟

در مرگ مغزی به دلیل تخریب سلول های مغز و ساقه مغز تمام رفلکس‌های 12گانه مربوط به اعصاب ساقه مغز از بین می‌رود؛ بررسی این موارد نیازمند یک معاینه بسیار دقیق است تا به این تشخیص برسند که  این رفلکس ها از بین رفته‌اند یا نه؛ برای مثال فرد مرگ مغزی تنفس ندارد؛ یعنی به هیچ عنوان حتی یک نفس هم از خود ندارد. وقتی به مردمک‌های فرد مرگ مغزی نور تابانده می‌شود هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد و اگر قرنیه را تحریک کنیم پلک نمی‌زند. اگر برای درآوردن ترشحات از گلو یا لوله نای ساکشن کنیم حتی سرفه هم  نمی‌کند در واقع این بیماران  هیچ واکنشی به اطراف نشان نمی‌دهند.

از نظر تشخیصی یک هماهنگ کننده اهدای عضو می‌تواند متوجه شود فردی دچار مرگمغزی شده است یا نه. ولی برای این که اهدای عضو انجام شود لازم است مراحل قانونی آن طی شود. برای مراحل قانونی لازم است یک متخصص مغز و اعصاب، یک متخصص جراحی مغز و اعصاب، یک متخصص بیهوشی و یک متخصص داخلی جداگانه بیمار  را ویزیت کنند. تک تک این رفلکس‌ها باید بررسی شود. زمانی که هر 4 متخصص تایید کردند که فرد دچار مرگ مغزی است، متخصص پزشکی قانونی از خانواده رضایت نهایی را می‌گیرد. حتی خانواده در این مرحله می‌تواند انصراف دهد و بگویند پشیمان شدیم و نمی‌خواهیم  اعضا را اهدا کنم؛ بنابراین جای نگرانی نیست و تا وقتی مراحل قانونی طی نشده باشد نمی‌توانیم عمل پیوند را انجام دهیم.

استقبال مردم از اهدای عضو چگونه بوده است. روند گرایش به اهدای عضو نزولی بوده است یا آماری صعودی در این زمینه داشته‌ایم؟

در سال های گذشته شاهد بهبود وضعیت در این زمنیه بوده ایم.در سال 1383 که کار فرهنگ سازی را شروع کردیم آمار رضایت مردم به اهدای عضو پنج تا 10درصد بود که الآن با همت واحدهای اهدای عضو و همه نهادهای فرهنگ‌ساز و همت انجمن اهدای عضو ایرانیان متوسط کشوری این آمار به حدود 70 درصد رسیده است.

استقبال افراد مشهور نظیر هنرمندان، سیاستمداران و افراد سرشناس به اهدای عضو چگونه است؟ عضویت داشتن این افراد در انجمن تاثیری در افزایش صدور کارت اهدای عضو دارد؟

خوشبختانه بسیاری از مسئولان ما کارت اهدای عضو دریافت کرده‌اند. استقبال هنرمندان عزیزمان نیز به گونه‌ای است که در جشن نفس از همه آن ها نمی‌توانیم دعوت به عمل بیاوریم. زمانی که یکی از هنرمندان عزیزمان دچار مرگ مغزی شدند و مشخص شد که ایشان از پیش از آن واقعه کارت اهدای عضو دریافت کرده بودند جامعه‌مان تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفت. یادم هست تا یک هفته بعد فوت ایشان سایت ما به حالت DOWN در آمده بود و به دلیل استقبال زیاد مردم امکان ثبت نام و صدور کارت وجود نداشت. حمایت این افراد از انجمن اهدای عضو تاثیر بسیار زیادی بر روی دیگر افراد جامعه دارد.

در بسیاری از کشورها آموزش در زمینه اهدای عضو در مدارس آغاز می‌شود. همکاری تان با آموزش و پرورش به کجا رسیده است؟ آیا قصد دارید برای فرهنگ‌سازی اقدامات جدیدی در این خصوص انجام دهید؟

در مورد کتاب‌های درسی خوشبختانه به لطف دفتر تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش از دو سال پیش مبحث اهدای عضو و مرگ مغزی وارد کتب درسی دانش آموزان در مقطع نهم و یازدهم شد. جالب است بدانید در پشت کتاب زیست شناسی نهم می‌توانید عکس کارت اهدای عضو ما را ببینید که در زیر آن به دانش آموزان توصیه شده که هر کس راجع به اهدای عضو می‌شنود و می‌آموزد مسئول است این اطلاع رسانی را به سایر افراد  جامعه انجام دهد.

با روش‌های تبلیغی کشورهای پیشرفته برای اهدای عضو آشنایی دارید؟

در کشورهای پیشرفته تعداد بیماران مرگ مغزی کمتر است. در این کشورها برای اهدا بعد از مرگ قلبی اقدام می‌شود. روش آن به این صورت است که لوله‌هایی در شریان و ورید آن فرد می‌گذارند و به محض این که ایست قلبی کرد، جریان مایع نگهدارنده را در داخل عروق برقرار می‌کنند تا اعضا از بین نروند و از خانواده سوال می‌کنند. اگر  خانواده رضایت بدهند همان موقع به اتاق عمل می‌روند و اعضا را بر می‌دارند و اگر مایل نباشند لوله ها را می‌اندازند. البته ثابت شده کیفیت اعضا در ایست قلبی پایین تر از مرگ مغزی است.

در دیگر کشوها اهدای نسوج هم داریم. نسوج بخش‌هایی از بدن مانند قرنیه چشم، پوست، تاندون، استخوان و دریچه قلب هستند. در اهدای آن ها از افراد مرگ قلبی می‌توان بر حسب نگهداری جسد 24 تا 48 ساعت از این نسوج استفاده کرد. نسوج را می‌توان نگهداری کرد و بعد از مدتی پیوند کرد چون باید مراحل آماده سازی زیادی روی آن انجام شود ولی درباره عضو نمی‌شود این کار را انجام داد.
قلب و ریه حدود چهار تا شش ساعت، کبد 12 تا 17 ساعت و کلیه 18 تا 24 ساعت می‌تواند در بیرون از بدن باقی بمانند است و باید به سرعت شرایطی فراهم شود تا فرد بیمار این اعضا را دریافت کند.

آیا ارتباطی با کشورهای پیشرفته در حوزه اهدای عضو دارید؟ با توجه به موفقیت ایران در زمینه اهدای عضو آیا این کشورها تمایلی به آگاه شدن از تجربیات متخصصان ایرانی نشان می‌دهد؟

بله، مدیر عامل و نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان مدرس اهدای عضو بین‌المللی هستند؛ یعنی ما با تیم اهدای عضو اسپانیا به کشورهای دیگر می‌رویم و اهدای عضو را به آنها تدریس می‌کنیم؛ به همین خاطر با کشورهای پیشرفته کاملا در ارتباط هستیم و علوم روز اهدای عضو را با آن ها رد و بدل می‌کنیم. آقای دکتر قبادی نایب رئیس انجمن با تلاش بسیار زیادی که انجام دادند از سال 1389 توانستند علل عدم رضایت بعضی از خانواده‌ها به اهدای عضو را بررسی کنند. با تلاش ایشان 40 تکنیک به تکنیک‌های جهانی اضافه شد. ایشان موفق شدند کتابی به نام 85 تکنیک در رویارویی با خانواده افراد مرگ مغزی بنویسند. اولین بار است که کتابی جامع در این  زمینه و با تحقیقات میدانی به نگارش درآمده است. خوشبختانه دنیا نگاه تحسین آمیزی به پیشرفت ایران در زمینه اهدای عضو دارد.

به تازگی تیم‌هایی از سخنوران با عنوان سفیران اهدای عضو به نقاط مختلف دعوت می شوند تا افراد را به گرفتن کارت عضویت ترغیب کنند.آموزش این سفیران با چه هدفی انجام می‌شود؟

این رویداد مهم با کمک جناب استاد شاهین فرهنگ که از روان‌شناسان و سخنوران معروف کشور هستند به مرحله اجرا رسید. تا همین چند سال گذشته هر وقت مدارس، دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و نهادهای مختلف از ما درخواست می‌کردند که برایشان سخنران بفرستیم تنها از چند متخصص و به شکل محدودی می‌توانستیم استفاده کنیم. اما با کمک استاد فرهنگ تا کنون 60 سفیر آموزش دیده اند. این افراد به نقاط مختلف اعزام می‌شوند و با آموزش‌هایی که دیده‌اند مستمعان‌شان را به گرفتن کارت اهدای عضو تشویق می‌کنند. خوشبختانه فعالیت این عزیزان تاثیر زیادی در افزایش آمار صدور کارت ما داشته است.هدف ما این است که دیگران را به این باور برسانیم که مرگ اجتناب ناپذیر است.اگر خداوند به کسی توفیق داد و مرگش به صورت مرگ مغزی بود خانواده اش باید به این باور برسند که مرگ عزیزشان می‌تواند نجات بخش زندگی دیگران و باقیات الصالحات خود و خانواده‌اش باشد. آرزویم این است که اعضای ارزشمند هیچ فردی که دچار مرگ مغزی شده با او دفن نشود. این اعضا زیر خاک می‌پوسند و از بین می‌روند؛ در حالی که اگر اهدا شوند می‌توانند جان انسان‌ها را نجات دهند و در حقیقت باقیات الصالحات خود  آن فرد و خانواده‌اش باشد. حدود 4 هزار مورد مرگ مغزی در سال داریم که قابلیت اهدا دارند و از این تعداد  تنها هزار نفر مورد از آنها اهدای عضو می‌کنند که یک چهارم آمار است و این برای کشوری که فرهنگش فرهنگ ایثار و بخشش است کافی نیست.
امیدواریم با مجموع این تلاش‌ها روز به روز آگاهی افراد جامعه‌مان در این زمینه بیشتر شود و در فرهنگ اهدای عضو سرآمد دیگر کشورهای دنیا شویم.
 
کد مطلب : ۲۸۸۶۱
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۲:۰۴
۰
 
مرجع : خبرگزاری فارس
 

ارسال
 
گروه های خبری :